غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

153

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

سرهايى مىبينم كه چون ميوه رسيده‌اند و زمان چيدن آنها فرا رسيده و من آنها را خواهم‌چيد . گويى جوشش خون را از ميان عمامه‌ها و ريشها مىنگرم . در سال 70 هجرى برابر با سال 1000 اسكندرى يوستى نيانوس امپراتور روم لشكر بر سر مسلمانان شام آورد . عبد الملك با او مصالحه كرد بدين قرار كه هر روز جمعه هزار دينار بپردازد . بعضى گفته‌اند هر روز هزار دينار و اسبى و بنده‌اى . در سال 83 حجاج شهر واسط را بنا كرد و در سال 86 عبد الملك بن مروان بمرد . او مىگفت : مىترسم در ماه رمضان بميرم . زيرا در اين ماه زاده شده‌ام و در اين ماه مرا از شير باز گرفته‌اند و در اين ماه گرد آوردن قرآن را به پايان آورده‌ام و در اين ماه مردم با من بيعت كرده‌اند . ولى در نيمهء شوال در حالى كه از مرگ ايمن نشسته بود مرگ به سراغش آمد . به هنگام مرگ شصت سال داشت . مدت خلافتش از زمان قتل ابن زبير سيزده سال بود . تئودوكوس « 450 » و تئودون « 451 » دو پزشك بودند در خدمت حجاج بن يوسف . تئودوكوس شاگردان بزرگى تربيت كرد كه پس از او سرآمد همگان شدند و بعضى از آنان چون فرات بن شحناثا عصر عباسى را درك كرد و به زمان منصور رسيد . تئودون را كُنّاش بزرگى است كه براى فرزند خود ترتيب داده . گويند روزى بر حجاج داخل شد ، حجاج از او پرسيد : داروى كسى كه به گلخوارگى عادت كرده باشد چيست ؟ گفت : اراده‌اى چون اراده تو اى امير . حجاج گِل را بينداخت و ديگر گلخوارگى نكرد . وليد پسر عبد الملك چون وليد بن عبد الملك به خلافت رسيد « 452 » عمال نواحى را در جاى خود ابقا كرد . در زمان خلافت او قُتَيبَة بن مسلم به ما وراء النهر لشكر برد . از ترك و سغد و چاچ و فَرغانه لشكرهايى بيامدند و او را در ميان گرفتند . قتَيْبه چهار ماه در محاصره بود . ولى بر سپاه دشمن فايق آمد و بخارا را فتح كرد . آنگاه برفت و بر دروازهء سمرقند لشكر فرود آورد و آنجا را به صلح بگشود . حجاج در ايام وليد بن عبد الملك بمرد « 453 » . گويند به بيمارى سل دچار شد چنان